الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

354

الغدير ( فارسي )

ديگر ابن عباس كه در ص 98 ج 1 و ص 93 همين مجلَّد گذشت استفاده مىشود آنجا كه گويد : چونكه به پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله امر شد على عليه السّلام را برقرار نمايد در مقاميكه خود در آن قائم است . و سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه در ص 12 ج 1 گذشت به اين معنى كه مراد ما است تصريح دارد كه : خداى عزّ و جل امر كرده كه امام و پيشواى شما را منصوب نمايم ، و آنكه را كه بعد از من وصيّ من و خليفهء من است و آنكسى را كه خداى عز و جل در كتاب خود طاعت او را واجب فرموده و طاعت او را همدوش طاعت من ساخته و شما را امر بولايت او فرموده . و سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه در ص 90 گذشت كه : همانا خداوند بتحقيق نصب فرموده است او ( على عليه السّلام ) را براى شما وليّ و امام و واجب ساخته طاعت او را بر هر كس ، حكم او نافذ و سخن او مطاع است . قرينهء دوازدهم - سخنى است كه از قول ابن عباس بعد از ذكر حديث در صفحهء 99 جلد 1 و صفحهء 94 همين مجلَّد گذشت : « فوجبت في رقاب القوم » ( در لفظ روايتى ) « و في اعناق القوم » ( در لفظ روايت ديگر ) يعنى : پس سوگند به خدا واجب شد ( ولايت علي ) در گردنهاى اين گروه . اين سخن ( ابن عباس ) معناى تازه ايرا مىرساند كه از حديث استفاده شده غير از آنچه قبل از آن مسلمين ميشناختند و در نظر هر فرد از آنها ثابت بود ، و ابن عباس اين امر را با سوگند مورد تأكيد قرار داده . و آن معناى بزرگ و مهمّى است كه ايفاى آن بر ذمّه‌ها واجب و بر گردنها لازم است معنائى كه با اقرار برسالت همدوش است و امام عليه السّلام در آن با ديگرى برابر نيست و آن نيست مگر خلافتى كه ( على عليه السّلام ) از بين مجتمع اسلامى بدان ممتاز گشته و معنى اولويت از آن منفك نخواهد بود . قرينهء سيزدهم - روايتى است كه شيخ الاسلام حموينى در « فرايد السمطين » از ابي هريره آورده كه گفت : چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع مراجعت